LAle

اولین ساعات اقامت در لاله !
بعد از ظهر رسیدم ، وسایل را گذاشتم و با عجله خود را به کلاس رساندم . بعد هم رفتم و کمی خرید کردم . تقریباً یک ساعت است برگشته ام . حس غریبی است ، هنوز گیج هستم ! فقط آخر هفته ها را قرار است اینجا باشم .

 

*

دومین روز هم تمام شد . دیشب را مهمان دوست جان بودم . امروز اما تقریباً تمام زمانم جز ساعاتی که در کلاس بودم با افرادی سپری شد که چند ساعتی از آشناییم با آنها میگذرد . فرصتی بود برای شناخت بیشتر . درنظرم دوست داشتنی و مهربان هستند . 

برگی دیگر از دفتر عمرمان ورق خورد .

 « 30 مهر 88 . لاله . ساعت 20 دقیقه بامداد »

Advertisements