1.
چه زود سه سال گذشت . انگار که چشم بر هم زدنی بود .

2. امروز تا یک قدمی مرگ رفتم و برگشتم . هنوز در شوک هستم از اتفاق امروز و تا همین لحظه در این فکر که اگر امروز آخرین روز عمرم می بود چقدر کار ناتمام داشتم و چقدر دلجوئی و چقدر دوست و آشنا که باید بهشان میگفتم به اندازه تمام قطرات باران های پائیزی و بهاری دوستشان میدارم و ناگفته رفتم !

Advertisements