سفر خوش

بغضی پر ز غبطه در گلویم پیچیده ! سفرت خوش و بی خطر باد دوست .

Advertisements

آستانه

اوف ! حوصله ام سر رفت ! من دیگر بزرگم ، خیلی بیشتر از پانزده سال دارم ، برای خودم به تنهایی نمایش خواهم داد . باید عروسکهایم را درست بکنم !

یکپارچه از چوب ـ یکپارچه از خودم ـ کُنده اش را درخت صاعقه زده در اختیارم می گذارد ، خرده ریزهای مکاشفه هایم ، ـ آن سه درخش کذایی ـ  روی همین ها ، عقل دست به کار می شود ، زیرا خاصیت آدمی ، ـ بیماری او ، ـ کار به یاری تعقّل است ، تا تناقضاتش را در یک مجموعه منطقی و به هم بسته گرد آورد . آدمی هنرمند زاییده شده است ، هنرمندی خام دست ، « Atrifex » ، بازیگر نمایش : تقلیدگر ، به غریزه ؛ دروغ گقتن برایش مثل نفس کشیدن است . ولی چه کارگر خوبی ! چه یکریز می بافد ، روز و شب ، درباره هر چه دیده و زیسته است ، ـ و دیگر نیست ! …

بزرگترها ، گفته می شود که بهترین بافندگان اند ، پارچه دستباف شان دررفتگی ندارد ، بادوام است .

امّا ، از دید من ، از همه بزرگتر کسانی هستند که می دانند کارشان نقشبندی است ، ـ و می دانند کِی و چه نقشی را با سوزن یا روی دستگاه بر بافته ها بیفزایند ، ـ و پارچه را همان جور که از کارگاه به دستشان رسیده است صاف و بی کیس می یابند.

سفردرونی ،   رومن رولان ،    ترجمه م . ا . به آذین

پی نوشت :

     گاهی بحثی با یک عزیز تو رو تا اوج اندوه میبرد ! اما چه می شود کرد عزیز را که نمی توان کنار گذاشت ، توان تغییر او را هم که نداری ، خیلی هنر کنی خودت را تغییر دهی . این می شود که بالاجبار برخی نوشته ها با خود زمزمه میکنی !

اردي بهشت

اردي بهشت ، پيام آور راستي و درستي هم آمد .

درجائي ميخواندم كه زندگاني در مزديسنا عبارت است از » طي مدارج سعادت و كمال در اين جهان و از پرتو آن پيوستن به ساحت قدس باريتعالي در جهان ديگر » . در جستجوي معناي اردي بهشت بودم اردي را » بهتر و بهترين » يافتم و بهشت را » راستي و درستي » . روي هم ميشود بهترين راستي و درستي . با خود مي انديشم كه بهترين راستي و درستي هم آمد تا چند ازين راستي و درستي در زندگاني بهره مند باشي!

سعادت و كمال زندگاني يعني چه ؟‌

*

پدر استاد جان ، دو روز پيش سكته مغزي كرده و در بيمارستان بستري شده اند … از غم دوست غمـــــــــــگــينم . اميدوارم حالشان رو به بهبود رود … كاش ميتوانستم كمكي باشم در اين شرايط …  افســــــــــوس  !

*
به لطف  دوستي بالاخره توانستم آرشيو پرشين بلاگ را به اينجا منتقل كنم … يك دنيا تشكر از كمكت دوست .


بعد نوشت!

– در لحظه ی اکنون یعنی ساعت یک بامداد متوجه شدم که به لطف پروردگار حال پدرشان بهتر شده است…. از فرط خوشحالی روی ابرها سیر میکنم … خدا را شکــــــر … لطفا  با  قلبهای پرمهرو با صفاتان برای بهبودی کاملشان دعا کنید … یک دنیا سپاس