قلم در دست، می کشم و می خوانم

اهل کاشانم

پیشه ام نقاشی ست

گاهگاهی قفسی می سازم با رنگ، می فروشم به شما

تا به آواز شقایق که در آن زندانی ست

دل تنهایی تان تازه شود

چه خیالی، چه خیالی. می دانم.

پرده ام بی جان است!

Advertisements