با همه خلق سخنها دارم

سخن از انسانها

سخن از اين همه عصيانگري انسانها

سخن از نسل بشر

سخن از فتنه و شر



من بسي غم دارم

غم آوارگي و دربدري

غم تنهايي و خونين نگري

غم عصيانگري انسانها

غم انسان غم نسيانها

دوستان گوش دهيد

همه جا رنگ دروغ

همه جا نيرنگ است

پاي رهوار حقيقت لنگ است

دوستان در رنجم

رنجم از رنگ ورياست

دوره مرگ صميميت و يکرنگي هاست

دل يکرنگ کجاست؟

رنگ بي رنگ کجاست؟



دوستان گوش کنيد

همه جا در صحف ابراهيم

به اوستا و زبور داوود

وبه قرآن و به انجيل و به تورات يهود

سخن اين است که انسان باشيد

از بد و زشت گريزان باشيد

دوستان سينه که بي کينه شود

سرزمين ابديت آنجاست

کاخ زيباي حقيقت آنجاست

که در او لطف و صفاست

که در او مهر و وفاست

دوستان در همه حال

اين چنين چرخ زمان مي چرخد

من دوان در پي ارابه خاموش سکوت

مي روم من به جهان ملکوت

گر چه اينجا همه چيزها روياست

لطفش اين است که غم ناپيداست

Advertisements