دانش و بینش

برچسب‌ها

​هوالعلیم
علم‌های اهل دل حمال‌شان

علم‌های اهل تن احمال‌شان

دانش، اندوخته است، و بينش، مصرف كردن بهينه آن اندوخته. 

دانش، تفسير مى‌كند، و بينش آدمى را تغيير مى‌دهد، البته تغييرى رو به سوى كمال. 
دانشى كه رفتار و كردارمان را همرنگ خودش نكند مثلِ غذايى است كه هضم نمى‌شود. چنين غذايى ما را رنجور و بدحال مى‌كند. 
كسانى كه دانش و محفوظات دارند و بينش ندارند نوعاً دچار بيمارى‌هاى اخلاقى و شخصيتى مى‌شوند. اما غذايى كه هضم شود نيرو و سلامتى مى‌آورد، هرچند اندک باشد. همين طور هر معرفتى كه به بينش تبديل شود سلامتى روانى و اخلاقى در پى مى‌آورد. 

دانشى مى تواند نجات بخش باشد كه با رفتار و هويّت ما در آميزد.
علم چون بر دل زَنَد، يارى شود

علم چون بر تن زَنَد، بارى شود

Advertisements

پاسداری شده: ابری‌ست در بیابان، دیدار یار جانان

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد کنید:

سکوت

هواللطیف

انسان که سکوت می‌کند افکارش در خودش جمع می‌شود؛ آن مطلوبی که در انسان به صورت‌های‌ متفرق و شکسته و کثیر جلوه می‌کند، همه کم‌کم‌ جمع می‌شود، و به واسطه آرام گرفتن نفس در اثر سلوک آن شکستگی‌ها و موج‌ها‌ از بین می‌رود؛‌ انسان نفس را تماشا می‌کند‌ که این آب در نفس آرام گرفته و ساکن و صامت شده و عکس ماه و خورشید در او می‌درخشد.

اما اگر انسان سکوت را رعایت نکرد و چشم به هر جا دوخت و زبان به هر چه باز شد و هر سخنی از دریچه گوش به ذهن رسید، این ذهن همین طور در این عالم پخش و پلا است؛ جلوه‌های‌ خدا را در هر موجودی می‌بیند، ولی کور و نابینا است و آنها را درست نمی‌بیند،‌ بلکه به صورت شکسته و درهم می‌بیند…

آیین رستگاری، ص۱۶۵

 

کنارت اوج می‌گیرم، حواست نیست.

برخی روزها، اتفاقات و دارائی‌ها ارزشمندترین‌های زندگی‌ست.

هیچ چیزی در شأن‌شان نیست و هر اضافه‌ای تنها موجب آغشته شدن و آلودگی‌‌اش است، گاهی حتی کلام و واژه هم اضافه ترکیبی مزاحمی‌ست، به نگاه و سکوت باید بسنده کرد.

بیست‌وپنجم شهریورماه یکهزاروسیصدونودوسه

سرخوشانه
نور را جویم اندر این شب تار


بس بگفتم کو وصال و کو نجاح
برد این کو کو مرا در کوی تو

جست‌وجویی در دلم انداختی
تا ز جست‌وجو روم در جوی تو

خاک را هایی و هویی کی بُدی
تا نبودی جذب های و هوی تو

بیست‌و‌سوم مردادماه یک‌هزاروسیصدونودوسه