You are currently browsing the monthly archive for ژوئن 2009.
این روزها بهانه برای نوشتن بسیار است اما نه حسی هست نه زمانی…هر چه را امروز و این لحظه ننویسی انگار بیات شده باشد دیگر نوشتنش چنگی به دل نمیزند.
فعلا در این روزهای آتش و خون هم امتحان باید داد ! هم کار باید کرد !
شاید روزهای آینده نوشتم از این بیات شده هایی که این روزها کم ندیدیم
من ها در میقات می میرند و همه ما می شوند.
هر کسی از خود پوست می اندازد و بدل به انسان می شود.
و تو نیز فردیت،شخصیت خود را دفن می کنی و مردم می شوی،امت می شوی،که وقتی از منی به در آیی،خود را نفی کنی،در ما حلول کنی،هر کسی یک جامعه می شود،فرد،خود یک امت می شود،چنانکه ابراهیم یک امت شده بود و تو اکنون،می روی تا ابراهیم شوی!
همه همدیگر می شوند،یکی همه می شود،و همه یکی،و جامعه ی شرک،به توحید می رسد،امت می شود،و امت جامعه ای است در راه.اُم یعنی آهنگ،حرکت به سوی مقصدی،عزیمت به سوی قبله ای،اجتماعی نه برای بودن،که شدن،نه برای سعادت،که کمال،نه آرامش که جنبش و در نتیجه،نه اداره،که رهبری،و نه حکومت که امامت!
ملت شریف ایران
۲۲ خرداد ماه که از حیث مشارکت کم سابقه شما مردم عزیز می توانست جشنواره بزرگ جمهوریت در نظام امام خمینی (ره) باشد به سوگواری تبدیل شد، و در سوگواری جز مرثیه چه می توان خواند، مرثیه ای برای اعتبار و آبروی رای فردی که به عشق و ایمان برای تغییر اوضاع کشور به صحنه آمدند و چنین تخلف در امانت دیدند. نتایج اعلام شده برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چنان مضحک و شگفت است که در بیان و ب.ی.ا.ن.ی.ه نمی آید و باید فکر دیگری کرد. این شیوه رای گیری و شمارش آرا یادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است که حتی از شمارش رایی که آن مرحوم به خویش داده بود دریغ کردند و تکرار دروغ پردازی های تلویزیونی یادآور آمارهای منتشر شده در مناظره هاست. شگفتا که مشارکت ملت به ابزار تحکیم دولت تبدیل شد، و از دموکراسی به سوء استفاده از مشارکت ملت بسنده شد. بدیهی است که نتایج و نهاد برآمده از چنین شمارش آرایی فاقد مشروعیت است و مورد قبول اینجانب نیست. من به پیشگاه ملت شکایت می برم و دستان همه رای دهندگان به خصوص دانشجویان، روشنفکران، زنان، محرومین و افراد مورد تبعیض اعم از دگر اندیشان، اقلیت های حقوقی و مذهبی، دراویش، اهل حق را می بوسم و حتما در مقابل این مهندسی و تنظیم ناشیانه رای ملت سکوت نخواهم کرد و به عنوان فردی مستقل در چارچوب فکری و سیاسی خاص خود و بر اساس مواضع و ب.ی.ا.ن.ی.ه هایی که منتشر کرده ام در صحنه خواهم ماند و گزارش اقدامات خود را در ب.ی.ا.ن.ی.ه های بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رساند . این تازه اول داستان است.
م.ه.د.ی ک.ر.و.ب.ی
مدت هاست در بازی های وبلاگی شرکت نکرده ام . امین در بازی رئیس جمهور آینده چه کارهایی نباید انجام دهد ، دعوت کرده است ، سپاس امین .
رئیس جمهور منتخب من نباید :
- حافظ اسرار سرزمین م نباشد ،وبه مصلحت خویش هر آنچه در چنته دارد رو کند !
- از اخلاق به دور باشد .
- چون به خلوت میرود آن کار دیگر کند.
- محافظه کار باشد.
- دروغ گو و عوام فریب باشد .
- توهین کند و تهمت و افترا بزند .
- دیکتاتور ، مستبد و خودرأی باشد .
- از نظر مالی در حدقابل قبولی نباشد !
- تحت هیچ شرایطی تعهد خود را زیر پا بگذارد و راز مگو را فاش کند !
- بدون اندیشه و تفکر در هر محفلی شرکت و نظرات عجیب و غریبی بیان کند .
- از اعتراف به اشتباه و عذرخواهی از ملت و کابینه خود بگریزد .
- از دین و مذهب در راستای نیل به اهدافش استفاده سوء کند .
- خود را دانای کل و من را به عنوان شهروند این جامعه نادان و احمق بداند.
- فراموشکار باشد و وعده و وعیدهایش را به دست فراموشی سپرد .
- بدون برنامه ریزی و در نظر گرفتن تمام جوانب در هر موضوع داخلی و خارجی ، دست به آن کار بزند. از مسایل اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و امنیتی گرفته تا ورزشی و … .
- قول اجرای برنامه هایی را ندهد که قابل اجرا نیستند ، شعارهایی که در حد حرف بسیار زیبا و فریبنده هستند اما درعمل نه تنها آسان نیستند بلکه علاوه بر دشواری های اجرایی ، زمان زیادی را میطلبند .
و البته بسیار خصوصیات دیگری که وقت بسیار میخواهد.. اما در یک کلام
رئیس جمهور من ، نماینده 70 میلیون ایرانی ست . او باید به معنای واقعی کلمه لایق و برازنده ی این مقام باشد . او باید حامی دولت و ملت ایران باشد در ایران و هر جای دنیا .

همه روزه روزه بودن همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن
زمدینه تا به کعبه سرو پا برهنه رفتن
دولب از برای لبیک به وظیفه باز کردن
به مساجدو معابد همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن
به خدا که هیچکس را ثمر آنقدر نباشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن
«شیخ بهایی»

نمیدانم چرا هر بار که بهانه های زیادی برای نوشتن هست ، کلمات میگریزند از ذهن و نتیجه می شود سکوتی این چنین . بگذریم .
حرف اول :
یکی از اشخاصی باسواد و توانایی که به واسطه ی یک دوست میشناختم اما به دلایل رایج در جامعه بیکار بود ، بالاخره شروع به کار کرد . بسیار خوشحالم که این روزها خوشحال تر میبینمش . امیدوارم شاهد موفقیت های بیشترش باشم . ایمان دارم که می تواند ، توانایی هایش بسیار است و لیاقتش را دارد . شکر که تا حدی بودنم بی فایده نیست !
حرف دوم :
امتحان عالی شد ، یعنی فکر نمیکردم بازدهی خوبی داشته باشد . اما خدا را شکر ، هنوزم میتوان امید داشت به خواندن درست و دقیق در کمترین فرصت ( حدود 3 ساعت ! ) و گرفتن نمره ی خوب .
حرف سوم :
پ و میم از سفر حج بازگشتند ، جای همگی تان خالی بسیار خوش گذشت . چند روزی شرکت در میهمانی های دلنشین با حضورانسان های نیکی که به ندرت فرصت دیدارشان نصیبم میشود . بحث هایی کردیم ، از فلسفه ، تاریخ ، ایران و دولت گرفته تا درس و دانشگاه و …. . دوست میدارمشان چون از هم صحبتی شان همیشه مطالبی بسیار یاد میگیرم ! افرادی با سواد و کتاب خوان ! آنهایی که هر چه میخوانند تجزیه و تحلیل میکنند و بعد خودشان هم نظری میدهند ! لذت بخش است برایم بودن در کنار این افراد .
حرف چهارم :
ترم جدید کلاس زبان شروع شد و شیطنت هایش ! دوست میدارم دوستانی را که این کلاس بهانه آشنایی و سلام دوستی مان شد .
حرف آخر :
حال همه ما خوب است ، بهتر بگویم خوبتر از خوب ! این روزها باز هم به لطف باری تعالی بیشتر زندگی میکنیم و طعم خوش زندگی را میچشیم . البته اتفاق خاصی نیفتاده ، فقط قدری خود را پیدا کرده ایم!
