You are currently browsing the monthly archive for می 2009.

Zarha.

شیخ صدوق در معانی الاخبار با سند از مفضل بن عمرو روایت میکند که :

« به ابی عبدالله (ع) گفتم : به من بگو رسول خدا چه گفت ؟ آیا فاطمه(س) سرور زنان جهانیان است یا اینکه او سرور زنان زمان خود است ؟ امام فرمودند : این مریم (ع) بود که سرور زنان زمان خود بود ولی فاطمه (س) سرور پیشینیان و پسینیان است . »

معانی الاخبار ، ص 107

تنهایی و غربت زهرا (س) ، هماره قلبم را آکنده از غم میکند.

سکوتی که امشب حاکم بر مدینه است ، تنهایی علی و اهل بیت ش را بیش از همیشه نشان میدهد.

به غم بنشسته ای شهر مدینه

چرا لب بسته ای شهر مدینه ؟؟!!

تو دیدی پهلوی زهرا  شکستند

چرا لب بسته ای شهر مدینه ؟؟!!

essay_exam

گرفتن نمره 80.5 از 90 آنهم با خواندن تنها 2 صفحه از جزوه 60 صفحه ای ، در شرایطی که نمره تاپ کلاس 83 بوده آنهم با خواندن چندین باره جزوه ، به آدمی دلگرمی میدهد که خب هنوز هم میشود به این سلولهای خاکستری امید داشت .

فردا امتحان دیگری ست … امید که بتوانم این را هم نمره ی بالایی بگیرم . هر چند تا همین لحظه تنها چند صفحه خوانده ام اما خب شب دراز است و فرصت برای مطالعه هم هست .

برایم دعا کنید !

اردیبهشت 83
تازه آمده بودی و بودنت بهانه و انگیزه ای شد برای زندگی .

اردیبهشت 84
بودی و آن زمان که موضوع را میگفتی ، تنها شنیدم و نگاه پرحرفم را ندیدی. باورش برایم سخت بود.

اردیبهشت 85
تو بودی اما تو دیگر تو نبودی.

اردیبهشت 86
تو نبودی اما یادت هر لحظه بود .

اردیبهشت 87
تو نبودی اما غم نبونت چون سه سال پیش بود!

اردیبهشت 88
باز هم نبودی و فکر میکردم نبودنت باورم گشته ،
اما
باز همان غم  این سالها بر روزهایم سایه افکند.

اردیبهشت ، ماه غم من شده گویا !

نمیدانم چند اردیبهشت دیگر غم نبودنت را لمس کنم اما

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش !

question-mark5a

چرا آدمها ازدواج میکنند ؟! (آدمها منظور تمام آدمهای دنیا ست .)

گذشته از باورهای دینی و اعتقادات ، آیا با ازدواج کردن به هدف خاصی میرسیم که بدون ازدواج به آن دسترسی نداریم؟

به دنبال پیدا کردن یک دلیل قانع کننده در پاسخ به این سوال هستم برای بهترین دوستم .

پی نوشت :

-  2 ساعت و نیم در مورد این سوال صحبت کردیم و بحث…اما به نتیجه ی قانع کننده ای نرسیدیم… خواهش میکنم از تمام دوستانی که این مطلب را میخوانند نظر خود را بیان کنند .

Fireman

عکس فراموش نشدنی از مهیب ترین آتش سوزی تاریخ استرالیا در موزه آتش نشانی «ملبورن» به نمایش درآمد و همه را تحت تاثیر قرار داد. به گزارش ایسکانیوز ، مهیب ترین آتش سوزی تاریخ استرالیا که سه ماه پیش دست کم 210 قربانی گرفت می توانست تلفات بیش تری به بار آورد اگر نبود فداکاری هزاران آتش نشان.شعله های سرکش ، شهرک های زیادی را در شمال «ملبورن» در نوردید و هر آن چه بر سر راهش بود به تلی از خاکستر تبدیل کرد.  …

آتش ، بی رحم تر از تبر بر جان مردم و درختان افتاده بود و هر روز بر شمار تلفات افزوده می شد.در آن میان ، آتش نشانان با تلاش خستگی ناپذیر برای مهار آتش سوزی از جان مایه گذاشتند.

اکنون سخن ما این نیست که بگوییم شجاعت آتش نشانان در مهار مهیب ترین آتش سوزی تاریخ استرالیا چه نقش بزرگی داشت ؛ عکسی که در موزه آتش نشانی «ملبورن» به نمایش درآمده گویای احساس پاک این قشر به محیط زیست و جانداران زبان بسته است.

این گزارش می افزاید، آتش نشان پر تلاش «شر شر» در جنگل عرق می ریخت تا شعله های خانمانسوز را مهار کند.تشنه بود ؛ گرمای آتش عطشش را چند برابر کرده بود که ناگهان در گذر از کنار درختی سوخته یک بچه «کوالا» رادید.

این حیوان کوچولو هم تشنه بود و شاید تشنه تر از آتش نشان.با مقدار آبی که برای رفع تشنگی خود در اختیار داشت بچه «کوالا» را سیراب کرد و نمی دانست یک عکاس غیر حرفه ای این صحنه را در تاریخ آتش نشانی استرالیا جاودانه کرده است.

به راستی انسان های این چنین طبیعت دوست در هر کجای دنیا که باشند قابل احترام و ستودنی هستند.

تمام مدت که بودم ، تنها بغض پنهانم را فرو بردم و خب گاهی هم اشکی چشمانم را دریایی کرد . تمام 2 ساعت! باز هم شکر که حساسیتم به بهار حجابی شد برای رسوایی  آن بغض و چشمان غمگین .

دلیل این بغض و اشک امروز تو بودی . تنها تو .

همیشه میگویی چرا حرف نمیزنی ، درست نقطه مقابل من هستی ، من کاملا برون گرا و اهل صحبت و تو بسیار درونگرا و خوددار ، و این تناقض و این دوستی و صمیمیت همیشه برایم جالب بوده و هست ، اما این خلق و خوی تو در زندگی آینده ات برایت مشکل ساز خواهد بود !

حق با توست ، تو حرف میزنی درست بر خلاف من .

میدانی ؟

من عاشق سکوتم چون در سکوت میتوان صدای دل ها را  شنید و مراقب بود که مبادا بشکند .

اما

آنها که اهل حرف هستند ، صداها را نمیشنوند !

درست مثل امروز تو . نشنیدی . شنیدی؟؟ بعید میدانم .

اما من به وضوح شنیدم  صدای شکستن دلی که هزار پاره شد چون آینه ای که از ارتفاعی بلند هزار تکه میشود آنهم تنها با یک جمله .

تا پیش از امروز فکر میکردم میدانی که تا چه حد برایم عزیز هستی و دوستت میدارم اما امروز و در این لحظه دیگر نمیدانم چه را میدانی و چه را نمیدانی !

تنها یک چیز گفتنی :  آنقدر برایم قابل احترام و خاص هست این دوستی که بعد از چند دقیقه حتی یادم نمی آمد از چه اینسان رنجید و شکست این دل ، اما شکست .

دلیلش فراموش شد اما زخمش ماند !

زخم ، بر روی دل من ! باورت میشود آیا ؟؟؟؟ تو که مرا میشناسی ( البته نه ، من گمان میکردم که میشناسی .) اما شکست این دل آن هم به زبان مریم ! حتی به دورترین خیال هم تصور نمیکردم .

با تمام اینها ، دوستت داشته ، دارم و خواهم داشت ، مریم بانو ، تنها رفیق و همراز روزهای تلخ و شیرین یک رویا .

ـــــــــــــــــــــــ

این گذشت و به خاطرات پیوست . اگر روزی این را خواندی ، چیزی نپرس  . چون میدانی تنها پاسخم همان نگاه است و همان سکوت !

 

می 2009
ش ی د س چ پ ج
« آوریل   جون »
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031