You are currently browsing the monthly archive for سپتامبر 2008.

از 8 صبح جمعه تا 8 صبح شنبه ، حجم کار بسیار بسیار بالا بود و مصیبت در شرایط کار. بی نظمی و هرج و مرج غیر قابل تصور بود ، آنهم در زمینه انتخابات !  میدانستم ایران امروز یعنی بی نظمی مطلق اما نه دیگر در انتخابات. باز هم خداوند اموات نماینده فرماندار  را بیامرزد وگرنه از همان اندک نظمی هم که بوجود آمد خبری نبود!

مدت ها بود چنین آرامشی را لمس نکره بودم!

دیشب بی نظیر بود…بســــــیار خوش گذشت ، با وجود آن جمعیت مشتاق و هیاهویی که بود چنان آرامشی در آن سرزمین موج میزد گویا هیچ کس نیست جز تو و او و دلی مملو از تمنا .

فرشته زمینی دیگری را یافتم ، نامش نگار است و عجب نقش و نگار آسمانی در دل دارد.

آفرین هم که همکار ، نه! بهتر بگویم دوستی ست ناب ه ناب .

 پی نوشت :

               ـ 5 ساعت خواب در 48 ساعت…چندان هم بد نیست! تنها یک مشکل است کلافه گی ، خستگی و بی حالی! 

دیر زمانیست از اینجا گذر نکرده ام!

دلم تنگ شده است اما …

شرم آور است که زندگی خلاصه شده باشد به یک چیز :

کار

دلم برای زندگی کردن بسیار تنگ شده است. ناراحت

 

 

سپتامبر 2008
ش ی د س چ پ ج
« جولای   اکتبر »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930