ثبت میشوند تا بهانه ای مکتوب باشند بریادآوری واقعی ترین خاطرات… و تنها یک دلیل برای محافظت شان هست آنهم اینکه برخی از آنها که اینجا را میخوانند دوست هستند ، بعضی همکار و یا از خویشان …اینها حرفهایی ست که نمی خواهم خواندنش ناراحتشان کند . همین . هرکس تمایل به خواندن شان دارد با کمال میل رمز را میدهم!
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « دسامبر | ||||||
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 | 31 | |||||
بایگانی
- دسامبر 2009
- نوامبر 2009
- اکتبر 2009
- سپتامبر 2009
- آگوست 2009
- جولای 2009
- ژوئن 2009
- می 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- فوریه 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- جولای 2008
- ژوئن 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- اکتبر 2007
- سپتامبر 2007
- آگوست 2007
- جولای 2007
- ژوئن 2007
- می 2007
- آوریل 2007
- مارس 2007
- فوریه 2007
- ژانویه 2007
- دسامبر 2006
- نوامبر 2006
- اکتبر 2006
- آگوست 1980
منزل پيشين
هنرمند
آموزش زبان
دوستان
- فریناز نازنین
- قصه هاي حياط پشتي
- لانگ شات
- ملكوت
- ميثم كربلايي
- مادمازل ایکس!!
- نگاهی دوباره
- نامه هاي سوشيانت هزارم
- نجواي سكوت
- وقت سيب
- يك سبد آواز
- يادداشتهای گمشده
- کوچه بی انتها
- آقا امین
- افرا و پائیز
- انعكاسي از خود
- از سرزمین های شمالی
- اسلام در اروپا
- بن بست خاک و آرزو
- بصیرت مسافر
- جويش
- حرفهاي يك پنجاه و چهاري
- خاطرات و خطرات پاپتی
- دکوراسیون ، آشپزی ، خانه داری
- دکتر گمشده
- دکتر پرتقالی
- دست نوشته های نیما اکبرپور
- رهگذار عمر
- روزي روزگاري باران
- ردپای خیس باران
- سوگلي
- سيناك
- ساروي كيجا
- عنكبوت

1 comment
Comments feed for this article
سپتامبر 20, 2009 در 00:04
zoha
سلام دوست عزيزم
نميدانم كي هستي ولي وقتي كه درددلهايت را خواندم خيلي دلم ميخواست كه ميتوانستم از نزديك باهات صحبتي بكنم من مدتهاست از ايران دورم يعني بيش از 28 سال كه دنبال دوست عزيزم هستم بنام حنيفه كه 28سال است اورا نديده ام و از اينكه درتوييتر رخساره حان را ديدم احساس كردم خيلي به دوستم حنيفه نزديك هستي بهمين دليل اين يادداشت را برايت نوشتم اميدوارم كه اذيتت نكرده باشم بهرحال اميد و خسته نشدن از جنگ با اين دجالان پست فطرت و آخوندهاي خونزيز و شكنجه گر تنها راه پيروزي و موفقيت و پايان دادن به اين فرقها و جداييها ميباشد به اميد آن روزيكه همه را درميدان آازدي با لبهاي خدنان و شاد ببينيم
قربانت ضحي